تبليغاتX
« جدایی »
آن گاه که ...

ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی!

به خاطر بیاور که...

زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/18ساعت 7:41  توسط ر.م  | 

می نویسم "دی دار"

تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/17ساعت 19:42  توسط ر.م  | 

بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم...

 من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی!

 تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین....

 تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه...

 تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...

 من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان...

 من برای تو ، تو برای من ، ما برای هم ، چقدر قشنگ است این عشق من و تو....

 تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو ....

 تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو....

 تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو...

 تو اسیری در قلبم ، خیلی عزیزی برایم ، باور کنی ، باور نکنی برایت میمیرم!

 بیا در میان عاشقان دیوانه ترین باشیم ، ما می توانیم برترین باشیم....

 تو دنیای من ، من دیوانه تو ، تو بمان تا بگویم همه زندگی ام فدای تو....

 من و تو در میان عاشقان عاشقترینم ، من و تو از عشق بالاترینیم....

 عشق بدون تو عشق نیست ، این زندگی بدون تو زیبا نیست....

 با تو شادم ، بی تو پریشانم ، با من بمان تا همیشه لبخند عشق بر روی لبانم باشد...

زیباترین لحظه زندگی ام با تو ، قشنگترین خاطره هایم در کنار تو ، زندگی ام ، عشقم ،  نفسم فقط تو!

 اینهمه احساس عاشقانه تقدیم به تو ، این قلب کوچک و بی طاقتم فدای تو ، یک دنیا

 عشق و محبت برای تو ، یک کلام پرمحبت دوستت دارم عزیزم از طرف عشق تو....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 6:1  توسط ر.م  | 

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست٬

نگفتم:« عزیزم٬این کار را نکن. »

نگفتم:« برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده. »

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه٬ رویم را برگرداندم.

حالا اون رفته٬ و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.

نگفتم:« عزیزم٬متأسفم٬چون من هم مقصر بودم. »

نگفتم:« اختلاف را کنار بگذاریم٬چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است. »

گفتم:« اگر راهت را انتخاب کرده ای٬من آن را سد نخواهم کرد. »

حالا اون رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم می شنوم.

نگفتم ... .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت 20:43  توسط ر.م  | 

اگه یکی بهت گفت حاضر بخاطرت بمیره بدون عاشقت نیست٬اونی عاشقته که حاضر بخاطرت زندگی کنه!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 11:28  توسط ر.م  | 

یکبار عاشقت شدم اما صدبار باورش کردم...

صدبار خواستم فراموشت کنم اما یکبار هم نتونستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 22:53  توسط ر.م 

سرنوشت ننوشت...

گر نوشت٬بد نوشت...

اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/27ساعت 15:54  توسط ر.م 

مرا با لباس عشق در خاک گذارید تا بفهمد تا آخرین لحظه زندگی رنگ عشق او به تن داشتم.

چشمان مرا باز گذاریدتا در یابدچشم در راه نگاه زیبای او بود تا لحظه مرگ.

دستان مرا باز گذارید تا ببیند تا آخرین نفس تشنه آغوش گرم او بودم.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 17:26  توسط ر.م  | 

روزی که دلت پیش دلم بود گرو

دامان مرا سخت گرفتی که مرو

امروز که دل به دیگری داده ای

کفش کج من راست نمودی که برو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/02ساعت 10:2  توسط ر.م  | 

بزرگترین گناه : سکوت

بزرگترین شجاعت : دوست داشتن

بزرگترین سرمایه : یار

بزرگترین بلا : فریب

بزرگترین اسرار : صداقت

بزرگترین افتخار : عاشق شدن...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/21ساعت 18:23  توسط ر.م  |